|
(¯`•._RaSa_BiTa_.•´¯) |
|
|
|
چه لطیف است حس آغازی دوباره
و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو روزی که تو آغاز شدی تولدت مبارک --------------------------- رسا جونم تولدت مبارک
+تاريخ
شنبه 21 آذر1388ساعت 0:1 نويسنده ....
|
در دلم آرزوی آمدنت میمیرد
رفته ای اینک اما آیا باز برمیگردی چه تمنای محالی دارم خنده ام میگیرد
+تاريخ
جمعه 20 آذر1388ساعت 23:59 نويسنده ....
|
به چه ميخندي!؟ به چه چيز !؟ به شكست دل من
يا به پيروزي خويش !؟ به چه ميخندي به نگاهم كه چه مستانه ترا باور كرد يا به افسونگري چشمانت!؟كه مرا سوخت و خاكستر كرد!؟ به چه ميخندي!؟ به دل ساده من ميخندي كه دگر تا به ابد نيز به فكر خود نيست يا به جفايت كه مرا زير غرورت له كرد به چه ميخندي!؟به هم آغوشي من با غمها يا به ..... خنده دار است .....بخند
+تاريخ
شنبه 14 آذر1388ساعت 14:16 نويسنده ....
|
می دونی امروز چه روزیه
چهار سال پیش تو همچین روزی شروع دوستی ما بود خوبیهاش به همون بدیهاش به همون دعواهاشم راضیم میبینی با من چیکار کردی راضی شدم سال هی تو از پیشم رفتی اما من موندم پای دوستیمون نمیگم عشقمون نبود واسه خودم تنهایی جشن میگیرم تولد چهارسالگیه عشقمو ----------------------------------- چند روز با خودم فکر میکنم که امروز بهت زنگ بزنم یا نه بعد از کار خودم خندم میگیره چی بگم؟تو چی بگی اشتباه بود دست از سرم بردار تازه اگه جواب تلفنمو بدی همیشه عاشقت میمونم چه نباشی
+تاريخ
پنجشنبه 28 آبان1388ساعت 15:8 نويسنده ....
|
عصریخی چهارسالگیت مبارک
+تاريخ
جمعه 15 آبان1388ساعت 14:2 نويسنده ....
|
|